كتاب سفر
حسين كه در مناطق بانه، مريوان، پادگان سيدصادق، اهواز، آبادان و خرمشهر و عملياتهاى والفجر دو و سه و هشت، بيتالمقدس و كربلاى پنج، حضور داشته خاطرات خود را در دفترچه جيبي خود مكتوب ميكند. اين يادداشتها كه تاچند هفته قبل از شهادتش ادامه دارد بعد از شهادت تحت عنوان «سفر» در دو نوبت به چاپ رسيده است. نوبت دوم چاپ كتاب سفر توسط دفتر ادبيات و هنر مقاومت تدوین و با جلد شمیز منتشر شده است.
كتاب سفر
نویسنده: حسین
کهتری
موضوع كتاب: يادداشتهاي روزانه حسين در جبهه و در زمان مجروحيت شيميايي
تعداد صفحات: 261
قطع: رقعی
نوبت اول سال 1375 در تيراژ 6000 نسخه
نوبت دوم: سال 1375 در تيراژ 3300 نسخه
در باره كتاب:
ـ رتبه اول در چهارمين دورة كتاب دفاع مقدس در سال 1378
ـ مولف برتر هفته كتاب استان اصفهان در سال 1375
ـ برگزيده جشنواره بيست سال ادبيات دفاع مقدس در سال 1379
معرفی کتاب:
مجموعه يادداشتهاى حسين در دفترچه جيبي اش، از آغاز جنگ تا چند هفته قبل از شهادتش نوشته شده است. حسين چند هفته پس از آخرين يادداشتها بعلت شدت جراحات ناشى از بمباران شيميايى در بيمارستاني در آلمان به شهادت ميرسد.
خاطرات حسين مربوط به مناطق بانه، مريوان، پادگان سيدصادق، اهواز، آبادان و خرمشهر و عملياتهاى والفجر دو و سه و هشت، بيتالمقدس و كربلاى پنج، لحظات حضور در كنار حسين خرازى فرمانده لشكر و... محتواى اين يادداشتها را است.
حسين در اين كتاب در مورد وضعيت شيميايي خود نيز مفصل حرف ميزند و داستان ازدواج ناتمام خويش را تشريح ميكند.
این کتاب نوبت اول توسط كنگره شهداي استان اصفهان و نوبت دوم توسط دفتر ادبيات و هنر مقاومت تدوین و با جلد شمیز منتشر شده است.



حسين سال 43 به دنيا آمده بود و سال 68 رفت: 25 = 43 - 68
ـ اولين بار حسين در سال 60 زماني كه دانشآموز بود به جبهه عزيمت كرد. شهريور 59 جنگ شروع شد و حسين خرداد 60 عازم جبهه شد.
ـ حسين بارها و
بارها زخمي و مصدوم شد و هر بار پس از بهبود نسبي مجدداً به جبهه برگشت.
ـ حسين در سال
66 در منطقه شلمچه در حال عزيمت به خط اول و در حال كمك به همرزمان خود بشدت
شيميايي شد. از زمان اين مجروحيت تا وفات حسين، دو سال طول كشيد.
ـ حسين دوران
مجروحيت را با صبر و استقامت فوقالعاده تحمل كرد، و در حالي كه زندگي براي او
بسيار سخت و طاقت فرسا شده بود هيچ نشانهاي از ياس و نوميدي در او مشاهده نميشد.
ـ حسين دو بار
براي مداواي مصدوميت شيميايي خود به آلمان عزيمت كرد و در مرتبه دوم ، در بيمارستان
آلمان به ديار باقي شتافت.
ـ حسين در رشته
مهندسي مواد (متالوژي) دانشگاه صنعي اصفهان قبول شد ولي ابتدا به علت حضور در جبهه
و بعداً به دليل شدت مصدوميت شيميايي نتوانست در دانشگاه حضور يابد.
ـ حسين دوست
داشت ازدواج كند حتي خانواده جهت خواستگاري مدتي فعال بودند ولي پزشك معالجش، مدتي
او را منع كرد. بعدها عمرش كفاف نداد تا به اين امر تحقق بخشد. حسين داستان جالب
ازدواجش را در كتاب سفر آورده است.
ـ حسين بسيار
زيرك، جسور، شجاع، مهربان، فعال و در عين حال آرام بود.
ـ حسين در ميان اعضاي خانواده از جهات مختلف، برجسته و شاخص بود.
علي آقا سپس دامنه كار خود را به عرصه هاي ديگر فني و تعميرات وسايل خانگي گسترش داد و تا پايان عمر خود گره گشاي بسياري از مشكلات مردم شهر بود بطوري كه كمتر كسي در كاشان و روستاهاي اطراف آن بود كه او را نشناسد و از خدمات فني اش بهره اي نبرده باشد زيرا مهارت هاي او در تعمير لوازم مورد نياز مردم و همچنين قناعت او در اخذ اجرت و كسب درآمد وي را منحصر بفرد و معروف كرده بود.
علي آقا در جواني ذوق شاعري نيز از خود بروز داده بود ولي شرايط زمانه طوري بود كه تصور مي شد شعر و شاعري فاقد ارزش و يا حداقل مانع كار و زندگي است لذا به اصرا اطرافيان از شاعري دست كشيد ولي مطالعه كتاب از عادات هميشگي او بود.
حاج علي بار ديگر در پانزده سال آخر عمر خود (يعني در سنين 48 سالگي) مجددا به شعر و شاعري رو آورد و با حضور در انجمنها و مجامع ادبي خصوصا انجمن ادبي صبا آثار خود را عرضه و ويرايش نمود.
ايمان مذهبي و عشق به خاندان پاك پيامبر در چهره و شعر حاج علي موج ميزد.
ايشان داراي هشت فرزند بود (چهار پسر و چهار دختر) و بهترين ثمره عمر و گل سر سبد خود حسين را در راه اعتلاي دين و دفاع از كيان و شرف ملت ايران اهداء نمود.
حاج علي كهتري شاعر و مديح سراي اهل بيت (ع) ، صنعتگر و استادكار بازار معروف بازار كاشان در تاريخ 1372/1/19 و در سن 64 سالگي بدرو د حيات گفت.
دوستان شاعر ايشان اشعار فراواني در وصف او سرودهاند كه ذيلا به شمهاي از آنها اشاره ميگردد:
استاد آل ياسين (شبنم)
هر زمان پنجه بيداد فنا
گل ديگر كند از شاخه جدا
رهزن مرگ بود پا به ركاب
دست هرگز نكشد از يغما
برد امسال به فروردين ماه
علي كهتري از محفل ما
كهتري بود خردمند و نجيب
عاشق شيفته بر آل عبا
اشك ريز است به مرگش شبنم
نوحه]وان است بر او پيك صبا
ناي از اين سوك بود سوخته جان
بندبندش كند از مويه نوا
بر لب جوي بنفشه است به سوك
گيسوان كرده پريشان به عزا
جان نرگس بود از غم بيمار
روز و شب بر كف او جام بلا
خم شد از حسرت او قامت چنگ
هست در ماتم وي نوحه سرا
اي دريغا كه رفيقان رفتند
همه در قافله بي چون و چرا
ارجعي را چو شنيد از معبود
كرد پرواز سوي دار بقا
خواستم سال وفاتش، دل گفت
«كهتري كرده به جنت مأوا»
آثار و اشعار حاج علي كهتري
ايشان اشعار و آثاري بسياري در موضوعات مختلف بجاي گذاشته كه از لحاظ تخصصي و حرفهاي در سطح نسبتا بالايي قرار دارد و در زمان حياتش در موقع ارايه آن در مجامع ادبي مورد ويرايش قرار گرفته است. ذيلا عناوين منتخب ديوان و بخشي از آثار ايشان تقديم ميگردد.
ـ افسوس رفته از دلم صبر و قرار و حوصله
ـ بار دگر عيش و طرب بر شيعيان آغاز شد
ـ اي معلم! همه فخر زمان زان تو باد
ـ براي بازگشت اسراي جنگ به خاك ميهن
ـ هزار آيه قرآن به وصف روي محمد
ـ در سوك فاطمه
ـ خرم اي دل كه يار ميآيد
ـ باز زلطف خداي واحد سرمد
ـ ديگر اين سختي دنياي فنا ما را بس
ـ گلزار گشته با صفا و طراوت ز بوي گل
ـ شكنج زلف تو از دل ربوده صبر و قرار
ـ در جهان غير غم دوست مرا حاصل نيست
ـ براي فرزند شهيدم حسين كهتري
ـ الهي حاجتي دارم روا كن
ـ اي شيردل از تيره چابكسواراني
ـ سبزه دميد در چمن فصل بهار ميرسد
ـ از الف اول امام و قائد و رهبر علي است (شعري در نعت امامان به ترتيب از الف تا ي)
ـ اي شيعيان روي زمين باغ جنان خواهد شد
ـ دانا! نظاره كن همه دم روزگار را
ـ غم آتشين عشقت زده بر دلم شراره
ـ به گيتي دانه نيكي بيفشان
ـ دلي كز عشق تو خون شد دگر درمان نميخواهد
سنگ نوشته آرامگاه حسين
حسين كهتري! اي نيك فرجام
گل بيخار گلزار جهاني
كه پرپر گشتهاي از جور ايام
شدي مصدوم بمب شيميايي
كه صدها لعنت و نفرين به صدام
شهيد راه دين گشتي به غربت
تو بودي سالها جانباز خوشنام
در حال تدوين ...............
مثل حسين
مطلب در حال تدوين است
چه چيزهايي را ميتوان نمادي از يك شهيد جانفشان تلقي كرد؟
ـ ابر
ـ باران
ـ رودخانه
ـ دريا
ـ خورشيد
ـ راه
ـ ماه
ـ ستاره
ـ چشمه
ـ شمع
ـ قلب
ـ پرنده
ـ لاله
ـ شقايق
ـ
ـ
ـ
نظر بدهيد و شباهتش را توصيف كنيد.
شمع مطهري: مثل شهيد مثل شمعي است كه خدمتش از نوع سوخته شدن و فاني شدن و پرتو افكندن است تا ديگران در اين پرتو كه به بهاي نيستي او تمام شده بنشينند و آسايش بيابند و كار خويش را انجام دهند. آری شهدا شمع محفل بشریتند. سوختند و محفل بشریت را روشن کردند.
مطلب در حال تدوين
يك جرعه از دريا
مطلب در حال تدوين
...................
بي تو بسر نميشود
......................
بی همگان بسر شود بی تو بسر نمیشود
داغ تو دارد اين دلم جای دگر
نمیشود
جاه و جلال من تويی ملکت و مال من تويی
آب زلال من تويی بی تو بسر نمیشود
گر تو نباشی يار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بی تو بسر نمیشود
بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم


